تبليغاتX
شیطنت های دانشجویی

شیطنت های دانشجویی
شوخی با داستانهای دوران دبستان
ن : پت و مت ت : دوشنبه هشتم آذر 1389 ز : 17:31 | +
  گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.


برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.


.:: ::.


دلخوشی
ن : پت و مت ت : چهارشنبه هفتم مهر 1389 ز : 17:22 | +
سلام .میدونید چند وقته به وب سر نزدم یعنی یه مشت بی جنبه شوقی نزاشتن برامون که بخواهیم سر بزنیم شاید از این به بعد دیگه سر نزنیم. شایدم آخرین مطلبمون باشه.انقد ذوق داشتیم که میتونستیم آسمون از اون بالا بیاریمش پایین بهش رنگ بنفش بزنیم بعدم روش بنویسیم تا شقایق هست زندگی باید کرد ولی حیف نزاشتن.خیلی دلامون پر اصلا نمیدونم برا چی دارم اینارو اینجا مینویسم بگذریم امروز اومدم بگم اگه اینطری پیش بره وب حذف میکنیم به خاطر پایین بودن بعضی ها نمیدونم حتما باید تو ایران دخترا از افسردگی بمیرن تا بهشون بگن آره سنگینه دختر خوبیه ولی کور خوندید تا زمانی که ما تو اون دانشگاهیم این چیز معنا نمیکنه هر کس هر حرفی میخواد بزنه.دیگه باید از این بچه ها دست کشید دیگه بزرگ شدیم باید بریم دنبال سر نوشت ۲سال اول دان عشق و حال با دوسال بعدش باید زندگیتو بسازید ۲ دعا کنید ارشد قبول شیم خیلی بهش احتیاج داریم و ۲ دعا کنید شوقی برای ادامه ی وبلاگ نویسی بمونه 
.:: ::.


کلاس زبان!!!!!!!!!!1
ن : پت و مت ت : دوشنبه چهاردهم تیر 1389 ز : 21:32 | +
سلام به تمام دانشجویان عزیز و کسایی که در آینده نزدیک و دور دانشجو میشن والبته سلام مخصوص به پیش کسوتان عزیزی که دورانم دانشجویی رو با تمام خوشی ها و بدی هاش که مطمئنا خاطره شده و بهش می خندن تموم کردن.

بعد از امتحانات سخت و طاقت فرسا بالاخره تعطیلات شروع شد.وحالا بعد از گذشت چند روز از این تعطیلاتی که همه مشتاقش بودن  گفتیم چی کار کنیم اوقات فراغتمون پرشه و به الافی نگذره تصمیم گرفتم یه کلاس زبان بذارم و زبان های مختلف از قوم های مختلف ایرانی رو توش آموزش بدم.سعی کردم از ساده ترین زبان شروع کنم تا شما هم مشتاق بشین و ادامه بدن تا تو این تعطیلات حداقل یه چیزی یاد بگیرید.

زبان اصفهانی

- مضاف و موصوف هميشه " ي " ميگردد . مثال :
درِ باغ ---> دري باغ
گل قشنگ ---> گلي قشنگ
آدم خوب ---> آدمي خُب


2- " د " ما قبل ساکن تبديل به " ت " ميشود . مثال :
پرايد ---> پرايت
آرد ---> آرت


3- " و " ساکن آخر کلمه به " ب " قلب مي شود . مثال :
گاو ---> گاب


4- اصولآ در هر کجا که کسره قشنگ باشد فتحه بکار مي رود و در هر کجا که فتحه کلمه را

زيبا مي کند کسره بکار مي رود .

مثال براي فتحه :
اَز ---> اِز
قفَس ---> قفِس
اَزَش ---> اِزِش
بِزَن ---> بِزِن
مثال براي کسره:
اِمروز ---> اَمروز
حِيفِ ---> حَيفِس


5- صداء " ا " جايگاهي نداشته و به " او " تبديل مي شود . مثال :
شما ---> شوما
کجا ---> کوجا
خوبه ---> خُبِس
چادر ---> چادور ---> چادِر


6- حرف " و " در قالب حرف ربطي به " آ " تبديل مي شود . مثال :
من و تو و حسن ---> منا تو آ حسن


اصولآ خود " آ " به عنوان يک حرف ربط به کار مي رود . مثال :
من هسَم , آ بابامم هسَن .


در ضمن حرف " آ " به معني " به علاوه ( + ) " هم به کار ميرود. مثال :
3+4+5 ---> 3+4 آ 5


7- حرف " ه " در لهجه اصفهاني به نوعي نابود شده است . مثال :
بچه ها ---> بِچا
گربه ها ---> گُربا
مي جهد ---> مي جِد


" ه " در آخر کلمات فعل به " د " ساکن بدل ميشود . مثال:
بِره ---> بِردِ
بشه ---> بِشِد


" ه " به " ي " تبديل ميشود. مثال :
بهتر ---> بيتَرِس
گربه ---> گربيِه


" ه " به " و " بدل مي شود . مثال :
مي آئيم ---> ما وَم مي يَيم


" ه " به " ش " تبديل ميشود . مثال :
بهش مي گم ---> بِشِش مي گم

نکته : به غير از اول شخص مفرد ؛ حروف " خوا " به " خ " تبديل مي شود . مثال :
مي خواي ---> مي خَي

8- در برخي از افعال حرف " ي " به " اوي " تبديل مي شود . مثال :
مي گي ---> مي گوي


9- حرف اول کلمه " ب " يا " ن " باشد و حرف سوم " ي " باشد ، يک "ي " بعد از " ب " يا " ن " اضافه مي شود . مثال :
بگير ---> بيگير
بشين ---> بيشين
بريز ---> بيريز
ببين ---> بيبين


10- حرف " س " در آخر لغات . مثال :
چه خبر ؟؟ ---> چه خبِرِس ؟
بسه ---> بسِس


11- نکته جالب ديگر در مورد کلمه " پس " است که اغلب " س " آن حذف مي شود . مثال :
کجايين پس ؟ ---> کوجاين پَ ؟
پس تو کجايي ؟ ---> پَ تو کوجاي ؟


" و " ما قبل " ي " به " ف " تبديل مي شود . مثال :
ديوار ---> ديفال

تبصره : در لهجه هاي Super Esf اصولآ " د " به " ز " تبديل مي شود. مثال :
گنبد ---> گنبِز

12- " ي " در آخر کلمات حذف مي شود . مثال :
چيز هاي زيادي هست ---> چيزا زياديِس
بچه هاي اون محله ---> بِچا اون محله
آدماي اين دوره زمونه ---> آدِما اين دوره زِمونه


13- د + فعل + د . مثال :
دِ بيا دِ
دِ برو دِ
دِ جَل باش دِ


چند اصطلاح اصفهاني
1- آيا عالم به معناي معلوم نيست ---> آيا عالم بياد يعني معلوم نيست بياد
2- " آيدي داره " به معناي جالب ---> آيدي دارده ايشون دارن به ما اينا را مي گن
3- جَخ به معناي " تازه " ---> من جَخ رسيدم (( که در بعضي موارد با هم بکار مي رود ---> من جَخ تازه رسيدم ))
4- کلمه سيزده که "سينزَ " تلفظ مي شود و نوزده که "نونزَ " و دوازده که "دوازَ" خوانده مي شود .
5- فعل زيباي اِسِدم که مي شود گفت کلمه " گرفتم " را داغون کرده و ضرف آن به شرح زير است :
اِسِدم - اِسِدي - اِسِد -اِسِديم - اِسِديد - اِسِدند
6- فعل بِگم از جمله فعلهايي است که کسره حرف اول آن به " و " بدل شده و از استثنائاست . مثال :
بِگو ---> بوگو
بِگم ---> بوگَم
7- " جل باش " به معناي " عجله کن " که (ع) و (ه) اول و آخر کلمه از بين رفته است .
8- در اکثر موارد " ژ " به " ج " تبديل مي شود . مثال :
ماساژ ---> ماساج
پاساژ ---> پاساج
9- در بعضي مواقع صورت کلي کلمه و حروف دگرگون مي شود . مثال :
جوجه ---> چوري
کلاغ ---> غِلاغ
دُكان(مغازه) ---> دوکون
10- اصطلاح " درا پيش کن " به جاي " در را ببند "


.:: ::.


ازدواج دانشجوییییییییییییییییییییییییی
ن : پت و مت ت : سه شنبه یازدهم خرداد 1389 ز : 0:38 | +
چگونه یک ازدواج دانشجویی موفق داشته باشیم؟

همان طور که می دانید ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت ، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!!
در این نوشتار می خواهیم راه های یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم.
ازدواج دانشجویی از سه کلمه ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!!
در لغت نامه این کلمات این گونه تفسیر می شوند:
ازدواج : 2 تاشدن ، قاطی مرغ ها شدن ، از دست رفتن! از پا افتادن ، کاری است خوب که من آن را خیلی دوست می دارم!
دانشجو : نام چیزی است که این روزها همه هستند! بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع باکلاسش را گویند!!
یی : چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است.!!
.!!
اولین و آسان ترین راه برای ازدواج دانشجویی مایه دار بودن است. اگر خودتان مایه دار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایه دار باشد. اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید!!!! پاشید برید ازدواج دانشجویی تو نو بکنید!! در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید ( در واقع بخرید!! ) مطابق میل دوشیزه خانوم باشد!!!
اگر هم مایه دار نیستید خوب چه کارتون کنم بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه ی یک انسان موفق شوید تا به شما هم بگویند : چه پیامی برای هم سن و سالهایت داری؟
برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! داشته باشید!!! قبولی در دانشگاه شریف به هیچ عنوان توصیه نمی شود!! قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد کرد!
بله همکارانم به من اشاره می کنند لحظاتی قبل کلنگ احداث شش تا دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! تو همین فاصله شد دوازده تا!!!
سعی کنید در انتخابات رشته ، به رشته هایی علاقه مند باشید که بیشتر ظرفیت را جنس مخالف تشکیل می دهند! مثلا نسبت 59 به یک از ضریب بالایی برخوردار است!! ( در غیر این صورت نگران نباشید انواع و اقسام انجمن های علمی و کانون ها و تشکل ها و هلال احمر و گروه سرود و ... شما را به سرمنزل مقصودتان می رساند!)
اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید!
پسر : سلام خانوم! ببخشید می شه با من ازدواج کنید!
بوووووووووووووومب !!!
بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید!
به هر حال اگر از آن دسته از دانشجوهایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ، بهتون تسلیت میگم ! اگر هم هنوز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر میشه ها!!
کات آقا ! کات ! پسره ی اسکل من گفتم ایجاد آشنایی ! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!!!
اگر دختر هستید سعی کنید جزوه های درسی تان را خوش خط بنویسید!! اگر هم پسرید لازم نیست جزوه بنویسید! چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد!! مردم چی میگن! مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست!!!

.:: ::.


میگن لیلی و مجنون گرفتن
ن : پت و مت ت : شنبه یکم خرداد 1389 ز : 17:23 | +

ميگن بدجور گير و داره تهرون

تموم لات و لوتا رو گرفتن



به جرم ارتباط غير شرعى

ميگن مجنون و ليلا رو گرفتن



تموم شاعرا رو جمع كردن

رهى، خيام، نيما رو گرفتن



سپس جامى، نظامى، شيخ سعدى‏

منوچهرى و صهبا رو گرفتن



چو وامق ديد مأموران ارشاد

فلنگو بسته عذرا رو گرفتن



از اون جايى كه پارتى داشت يوسف‏

فقط دوست زليخا رو گرفتن



قِسِر در رفته‏ان شيرين و خسرو

اونام فرهاد تنها رو گرفتن



پس از اون، حافظ مست عرق خور

خمار بى سر و پا رو گرفتن



شنيدم ايرج ِ ميرزا گير افتاد

رييس بچه بازا رو گرفتن



ميگن لو رفته باباطاهر لخت

بدون لنگ بابا رو گرفتن



و بعدش شاهد و ساقى و مطرب

ميگفتن هر سه چار تا رو گرفتن



به تعقيب و گريز ترك شيراز

سمرقند و بخارا رو گرفتن



به جرم عشقبازى روز روشن

قنارى، فنج، مينا رو گرفتن



توى جردن به جرم بدحجابى

همين ديروز حوا رو گرفتن



تو خونه تيمى ِ يه تيم فوتبال

على دايى، نكيسا رو گرفتن



برا مالوندن ملى گراها

تموم ملى پوشا رو گرفتن



حوالى ولنجك تو يه پارتى

چهل تا مست رسوا رو گرفتن



هنرپيشه فراوون بوده اون جا

فقط جمشيد آريا رو گرفتن



ببخشيد، غير از اون يكى ديگه‏ام بود

كى بود؟ هان ! فاطمه معتمد آريا رو گرفتن



چرا اين مصرعش بالا بلنده ؟

شايد چون دست بالا رو گرفتن



از اون وقتى كه دانا شد توانا

تواناهاى دانا رو گرفتن



ميون صفحه‏ى شطرنج، ديشب

وزير مشكى و شا رو گرفتن



نه تنها رستم و سهراب و بيژن

آناهيتا، آنيتا رو گرفتن



به خاك و خون كشيد اسكندر اين ملك

ولش كردند و دارا رو گرفتن



به جرم اجتماع بى‏مجوز

سه مرغابى رو تو دريا گرفتن



شد آقا شاكى از طوبى عيالش

ولى بر عكس، آقا رو گرفتن



ميگن طوبى به قاضى رشوه داده

از اين رو سوى طوبي رو گرفتن



درون دادگاه بلخ دزدو

رها كردند و بنا رو گرفتن



شكايت كردن از عيسا پزشكا

به جا عيسا، يهودا رو گرفتن



ميگن ليلاج اوستاى قماره

به جا اوستا، اَو ِستا رو گرفتن



فريدون مشيرى شعر مى‏گفت

فريدون هويدا رو گرفتن



به جرم حمل نيم مثقال شيشه

تموم شيشه بُرها رو گرفتن‏



يكى قليون كشيده توى دربند

تموم اهل اون جا رو گرفتن‏



براى زهره چشم از بچه‏هامون

زدن دارا و سارا رو گرفتن‏



گزارش داده چوپان دروغگو

كه دهقان فداكارو گرفتن‏



براى قافيه ما رو ببخشيد

كه حال شاعر ما رو گرفتن‏



براى خوندن اشعار هالو

يكى مى‏گفت: ملا رو گرفتن





*** خدايا به اميد تو  ***


.:: ::.


برا خندههههههههههههههههههههههههههههه
ن : پت و مت ت : جمعه هفدهم اردیبهشت 1389 ز : 13:58 | +
سایت بزرگ تفریحی آموزشی -  www.pcparsi.com

.:: ::.


آزمون اخذ گواهینامه ازدواج
ن : پت و مت ت : سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 ز : 23:1 | +
با توجه به این که طبق گفته رییس جدید سازمان ملی جوانان، قرار است اخذ گواهینامه تخصصی ازدواج برای پسران اجباری شود و دخترها تنها اجازه بله گفتن به کسانی را داشته باشند که دوره سه ماهه مهارت های ازدواج را گذرانده باشد.

از این روی، یک عدد آزمون اختصاصی طراحی کرده ایم تا در پایان دوره ، جوانان را با آن محک بزنند و گواهینامه ازدواج را به کسانی بدهند که در پاسخگویی امتیاز خوبی کسب کرده باشند.

* در جاده زندگی مشترک، هر یک از تابلوهای زیر به چه مفهومی اشاره دارند؟

الف. فرمان زندگی را از همان اول، خودت به دست بگیر
ب. اگر پرسپولیسی هستی آن گاه همسرت نباید استقلالی باشد

الف. انتخاب همسر از بین آدمهای برجسته
ب. شکم برجسته ممنوع!

الف. همیشه راه راست را برو
ب. به طرف منزل مادرزن

ازدواج:
الف. آغاز آزاد روابط
ب. ‌پایان روابط آزاد

الف. لطفا موالیدتان را کنترل کنید!
ب. یکی کمه، دو تا غمه، سه تا که شد خاطرجَمعه!

الف. به سراغ شوهر که می روی تازیانه را فراموش نکن!
ب. کتک زدن ممنوع

الف. همسرت را نپیچان
ب. دم درآوردن ممنوع!

الف. ماه عسل به دریا نروید، غرق می شوید، حسرت به دل می مانید!
ب. زیرآبی رفتن ممنوع

الف. وفاداری در حد سگ
ب. اخلاق سگی ممنوع

الف. به پای هم پیر شوید
ب. پیرتان در می آید!

الف.  ladies next
ب.  محل وقوع عشق های خیابانی

الف. بعد دوسال راه میندازیم یه مخزن گنده جوجه کشی!
ب. دو فرزند کافی است!

الف. همدیگر را دور نزنید!
ب. دور همدیگر بگردید!

الف. هنگام دعوا از چکش استفاده نکنید
ب. زندگی شما به بن بست رسیده است


.:: ::.


تفاوت يه ترم اولي با يه ترم آخري
ن : پت و مت ت : سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389 ز : 23:7 | +
سایت بزرگ تفریحی آموزشی -  www.pcparsi.com

يك دختر دانشجوی ترم آخری، موبايلش را كوك نمی‌كند. ساعت 8.30 صبح با سر و صدای همخانه‌ای‌هايش از خواب بيدار می‌شود. دوباره می‌خوابد. ساعت 8.45 صبح مجدداً با سر و صدای ...
 
 
 
 
یك دختر دانشجوی ترم اولی چگونه به دانشگاه می‌رود ...
1. موبایلش ساعت 6 صبح زنگ می‌زند.
2. سریع از جایش بلند می‌شود.
3. دست و صورتش را می‌شوید.
4. چایی درست می‌كند.
5. صبحانه‌اش را كامل می‌خورد.
6. وسایلی مثل جزوه ، كتاب و ... را داخل كیفش می‌گذارد.
7.  مختصری به خودش می رسد.
8. لباسش را پنج دقیقه‌ای می‌پوشد.
9. قبل از ساعت 8 صبح وارد دانشگاه می‌شود.
 
یك دختر دانشجوی ترم آخری چگونه به دانشگاه می‌رود ...
1. موبایلش را كوك نمی‌كند.
2. ساعت 8.30 صبح با سر و صدای همخانه‌ای‌هایش از خواب بیدار می‌شود.
3. دوباره می‌خوابد.
4. ساعت 8.45 صبح مجدداً با سر و صدای همخانه‌ای‌ هایش از خواب بیدار می‌شود.
5. دهن دره می‌كند.
6. به دوستانش فحش‌ می‌دهد.
7. دست و صورتش را نمی‌شوید.
8. سریع یك لقمه نان بیات بر ‌می‌دارد و گاز می‌زند و با آب قورت می‌دهد.
9. یكراست می‌رود جلوی آینه.
10. کاری می کند تا جوش‌های صورتش را پنهان كند.
11. برگرد به گزینه 10.
12. از ابزار آلات رنگین جهت صفا دادن، استفاده لازم را می برد .
13. گزینه 12 را به صورت لازم و کافی مکررا انجام می دهد.
14. خطوط  و حدود را محكم تر می‌كشد.
15. سیاه و سفیدهای لازم را چک می کند.
16.حدود اجزای صورت را با ابزار، مشخص تر می‌كند.
17.برق اثر های خلق شده را دو چندان می کند تا چشم افراد مورد نظر را در بیاورد.
18. مواد لازم نگارگری و نقاشی چهره را داخل كیفش می‌گذارد.
19. تازه می‌رود سراغ موهایش.
20. اول به اندازه یك كف دست به موهایش ژل می‌مالد.
21. یك ربع با موهایش ور‌ می‌رود.
22. موهایش را میزانپیلی می‌كند.
23. روسری سر می‌كند.
24. نصف موهایش را از زیر روسری بیرون می‌آورد.
25. روپوشش را می‌پوشد و دكمه‌هایش را با كمك دوستانش می‌بندد.
26. دو ساعت بعد از شروع كلاس وارد دانشگاه می‌شود.
 

.:: ::.


صداقت دانشجويي
ن : پت و مت ت : چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 ز : 16:23 | +
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: « کدام لاستیک پنچر شده بود؟»....!!!!
 

.:: ::.


سیگار
ن : پت و مت ت : دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 ز : 8:28 | +
این همه میگن سیگار ضرر داره متن زیر رو بخونید بعد قضاوت کنید.مطمدنم نظرتون عوض میشه.

1- سیگار کشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدید کسب کنید .
--------------------------------------
۲ – وقتی سیگار بکشین یه سرفه هایی میکنین به خدا همچین سر جیگرتون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد .

--------------------------------------

۳ – اونایی که سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن که روابط عاطفی عمیقی با چای و نسکافه پیدا کردن .

--------------------------------------

۴ – اگه سیگاری بشین برای مواقع بیکاری ، بیعاری ، بیخوابی ، بیداری ،بیزاری ، بیذاتی ، بیماری ، سیرابی ، لیوانی ، خیشاحی ( منظور همون خوشحالیه! ) ، نیراحی (ناراحتی ) و سایر مواقع بهترین امکان رو در اختیار دارین .

--------------------------------------

۵ – اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید زیادی پیدا کنین :
الف – وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میکنین که از بس دوستتون دارن شما رو به شکل شیرینی میبینن .
ب – وقتی شما جزء مصرف کنندگان سیگار باشین دوستان مهربونتون شما رو به شکل مگس میبینن .در نوع ب دوستی از طرف شما بسیار عمیقتر خواهد بود .
۶ – اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین .

--------------------------------------

۷ – وقتی سیگاری بشین ، میتونین توی مسابقه جهانی ترک سیگار شرکت کنین و کلی پول به جیب بزنین !!
--------------------------------------

۸ – اگه سیگاری بشین ، وقتی با اقوام و دوستان به پیک نیک میرین موقع روشن کردن آتیش میتونین روش روشن کردن کبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنید .
--------------------------------------

۹ – اگه سیگاری بشین با سوپری سر کوچتون بیشتر رفیق میشین طوری که اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه .
--------------------------------------

۱۰ – اگه مخفیانه سیگار بکشین میتونید با کوچه پس کوچه های اطراف خونه ، پشت بام ، زیر زمین و دیگر جاهایی که تا حالا زیاد بهشون توجه نکردین بیشتر آشنا بشین .
--------------------------------------

۱۱ – وقتی مخفیانه سیگار میکشین با ادوکلن ، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین انواع آدامسهای p.k ، خروس نشان ، relax و غیره آشناتر میشین و به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل بشین .
--------------------------------------

۱۲ – هرچه بیشتر سیگار بکشین راحت تر میتونین از شر پولهایی که توی جیبتون سنگینی میکنه راحت بشین .
--------------------------------------

۱۳ – اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ که هوای آلوده دارن راحتتر میتونین زندگی کنین .


.:: ::.


شعری کاملا مناسب برای کارت عروسی
ن : پت و مت ت : دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 ز : 8:26 | +
آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست
با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید

ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است
لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید

بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ
معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید

تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه
با غذا و میوه ی آن جشن، افطاری کنید

البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها
پیش فامیل مقابل آبروداری کنید

میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است
پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید

گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی
دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید

موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان
پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید

هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر
هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید

در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب
کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید

گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه
چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید

ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک
دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید

لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست
از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید

البته هر چیز دارد مرزی و اندازه ای
پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید

حرکت موزون اگر درکرد از خود، دیگری
با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید

کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟!
با موبایل خود مبادا فیلم برداری کنید

در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور
بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید


.:: ::.


تست میزان علاقه
ن : پت و مت ت : دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 ز : 8:20 | +
سوال اول:
شما به طرف خانه کسی که دوستش دارید می روید.
دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:
ـ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است.
حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟راه کوتاه یا بلند؟

سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید. شما تصمیم می گیرید 20 شاخه از رزها را برای او بچینید.
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید
(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)

سوال سوم:
بالاخره شما به خانه او می رسید .
یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند.
شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند.
یا اینکه خودتان او را خبر کنید. حالا چکار می کنید؟



سوال چهارم:

شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست.پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.
ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟

سوال پنجم:
شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید..صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی که انجا می روید او خواب است یا بیدار؟


سوال آخر:

وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟

یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بروید؟

----------------------------------------------------------------

جواب ها :

جواب سوال اول:
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید.زود و اسان عاشق می شوید.
ولی اگر راه طولانی را انتخاب کردهاید به اسانی عاشق نمی شوید.

جواب سوال دوم:
تعدا رزهای قرمز نشان دهنده ان است که در یک رابطه چقدر از خودتان مایه می گذاریدو تعداد رزهای سفید برعکس نشان می دهد که شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت دارید.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفید انتخاب کرده اید به معناست که شما 90% محبت می کنید و 10% انتظار محبت از طرف مقابل دارید.

جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشکلات در یک رابطه است.اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزند به این معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شوند.ولی اگر خودتان به اتاق رفته اید که او را از حضور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما با مشکلات روبرو می شوید و دوست دارید انها را هر چه زودتر حل کنید.

جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتیاق شما برای دیدن محبوبتان است. اگر انها را بر روی تخت میگذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید.و اگر انها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید تحمل می کنید.

جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفکر و طرز فکر شما در کاراکتر و شخصیت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالی که خوابیده است در اتاق می بینید.این به این معنی است که شما او را همانطور که است دوست دارید.و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید او مطابق میل شما بشود.


جواب سوال آخر:

راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار خواهید بود .


.:: ::.


فکر می کنید دختر پسرا چطور نیمرو درست می کنند؟
ن : پت و مت ت : دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 ز : 8:17 | +

دخترها :


1- توی ماهیتابه روغن میریزن


2- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن


3- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن


4- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن


پسرها :


1- توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن


2- توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن


3- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن


4- توی ماهیتابه روغن میریزن


5- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن


6- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن


7- چند تا فحش میدن


8- دنبال کبریت میگردن


9- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره


10- ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی می داد!)


11- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن


12- تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن


13- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن


14- میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن


15- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن


16- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن


17- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن


18- دنبال نمکدون میگردن


19- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن


20- دنبال کیسه ی نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن


21- نمکدون رو پر از نمک میکنن


22- صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون


23- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن


24- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه


25- چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن


26- توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن


27- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن


28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون


29- سریع برمیگردن توی آشپزخونه


30- تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن


31- ماهیتابه رو میندازن توی سینک


32- دنبال ظرفهای مسی میگردن


33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن


34- چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن


35- یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن


36- چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن


37- یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه


38- روی باقیمانده ی تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن


39- چند تا فحش میدن و بلند میشن


40- نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن


41- قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن


42- چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن


43- با یه پارچه ی تنظیف قابلمه رو برمیدارن


44- پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن


45- نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن



.:: ::.


ازدواج نکنید دیوونه هههههههههههههههههها
ن : پت و مت ت : یکشنبه هشتم فروردین 1389 ز : 20:56 | +

.:: ::.


تاریخچه ی تتتتتتتتتتتقلب
ن : پت و مت ت : یکشنبه هشتم فروردین 1389 ز : 20:54 | +
تاریخچه تقلب و روش های آن

,گویند: «تقلب مفهومی‌است بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید:



تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را
تاریخچه‌ی
تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار تن لش را تکان داد و
به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه‌ی کودکان فلک بخت مکتب
بود. لیک حسن از روی گشادی، چشمان چپش را بر روی ورقه‌ی همزاد انداخت تا
نکتی بس ارزشمند از ورقه‌ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب
تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روش‌های فوق العاده ابتدایی (البته
در مقابل ترفند‌های کنونی) صورت گرفت. بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن
تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه‌ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب
را دو در فرمود.
زان پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب
که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلب‌های رایج تقلبات
سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن،
تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی تعبیر میشود) را می‌شود
نام برد.

حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان می‌رسانیم:
روش های نوشتاری:
1- نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و...
2- نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و...
3- نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و...
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخ‌های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچه‌ی آئورت و ...

روش های با کلاسی:

1- استفاده از ماشین حسابهای مهندسی
2- استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

روش های جوادی:

1- خر نمودن یک فقره بچه خرخون
2- خم کردن سر به روی ورقه‌ی طرف به صورت تابلو.
3- روش بویایی:خودتان ماسک بزنین و یک بوی گند از خودتان در بکنین تا مراقب، جرات نزدیک شدن به شما را نکند.
4- روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید.

توجه:

اگر در این امر تبهر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد



__________________
ستیز من تنها با تاریکی است!!من برای ستیز با تاریکی شمشیر نمیکشم چراغ می افکنم

.:: ::.


بر و بچ سال نو مبارک
ن : پت و مت ت : دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 ز : 9:41 | +
51929nowruz86iranorthouc6.jpg
 
 

با ارزوی 12 ماه شادی 52 هفته خنده 365 روز سلامتی 8760ساعت عشق 525600دقیقه برکت 315300ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک


 
 
 
 

.:: ::.


تعاریفی از رشته های دانشگاهی
ن : پت و مت ت : جمعه هفتم اسفند 1388 ز : 12:40 | +

1-رشته تغذیه:

رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده. آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند. در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند! ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده است! از جمله دروس این رشته: هات داگ-1 هات داگ2 - سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد! از بزرگان این علم هم میتوان به اکبر کثیف (ساندویچ فروشی اکبر کثافت) اشاره کرد.



2-مهندسی راه و ساختمان:

عمله سابق- دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان! در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند. دروس این رشته عبارتند از: بیل مقدماتی؟ بیلچه- روش های چیدن تیرآهن- فرمولاسیون درست کردن سیمان و .......



3-رشته ادبیات:

گیج ترین و گلابی ترین دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند (توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!) از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند (علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!) از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند! از دروس این رشته: زندگی نامه و آثار حافظ- زندگی نامه و آثار سعدی- زندگی نامه و آثارنظامی- زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!



4-رشته مهندسی صنایع:

رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد و گرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه.... تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروفترین دانشمند این رشته امیر حجوانی باشد که با رتبه 40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!


5-رشته مهندسی کامپیوتر (بخونيد مهندسي رايانه):

خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.ا ین روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2006 و Max.p و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند. فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند! از دروس این رشته: بیل گیتس شناسی 1؟ سی دی مقدماتی- تفاوت Monitor و TV و....




6-رشته پرستاری:

رشته ای که یک دنیا حرف و حدیث پشت سرشه! ولی یکی از اساسی ترین رشته های دانشگاهی می باشد که اگه نبود اونوقت دانشگاه تبدیل به مکانی بی روح میشد (تصور کنید اونوقت کیا مثل سگ پا میدادند؟ کیا......!) رشته ای که به معنای واقعی کلمه بیگاری می باشد (صبح ساعت 6 باید با خرج خودشون به بیمارستان های عمومی برند و شیفت وایسن و عصر هم تا ساعت 8 شب در دانشگاه کلاس دارن!!!) چندی پیش هدیه تهرانی به عنوان پرستار نمونه انتخاب شد! از دروس این رشته عبارتند از: راه و روش هیجان بخشی به بیمار- لطافت عملی؟ سوند1- فشار 2- جیگر 3 و ...



7-داروسازی:

نفس-زندگی-بهترین رشته دانشگاهی. رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد. تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع داروهای نئشه آور مشغول پاک کردن شیشه های فضا پیما میباشند!!! (البته دختراشم خدایی آخر ضد حالن!) کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند! تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم باحال ها رو راه میدن (پسراشو میگم!) از دروس این رشته: فارمالوژی- فارماتو گرافی- فارماسی- فارما توپیک- شیمی!


میخواستم حال بروبچ رشته های دندان و ریاضی محض و مهندسی هوا فضا رو هم بگیرم که سردمداران این رشته واسم سیبیل گرو گذاشتند که اذیتشون نکنم و اینا.

 



 


.:: ::.


شباهت مردها با بعضی از وسایل البته دور از جون وسایل:
ن : پت و مت ت : جمعه هفتم اسفند 1388 ز : 12:38 | +


 

مردها مثل «مخلوط كن» هستند:

در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد.



مردها مثل «آگهي بازرگاني» هستند:

حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد.



مردها مثل «كامپيوتر» هستند:

كاربري‌شان سخت است و هرگز حافظه‌اي قوي ندارند.




مردها مثل «سيمان» هستند:

وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني.



مردها مثل «طالع بيني مجلات» هستند:

هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي‌گويند.




مردها مثل «جاي پارك» هستند:

خوب‌هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده‌اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم




مردها مثل «پاپ كورن» (ذرت بو داده) هستند:

بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي‌گيرند.




مردها مثل «باران بهاري» هستند:

هيچوقت نميدانيد كي مي‌آيند، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود.




مردها مثل «پيكان دست دوم» هستند:

ارزان هستند و غير قابل اطمينان.



مردها مثل «موز» هستند:

هرچه پيرتر ميشوند وارفته‌تر ميشوند.



مردها مثل «نوزاد» هستند:

در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي‌شويد.
 


.:: ::.


اصطلاحات نوین دانشگاهی
ن : پت و مت ت : جمعه هفتم اسفند 1388 ز : 12:34 | +

از آنجایی که در سایه‌ی ارتقای فرهنگی و علمی دانشگاه‌ها در چند دهه‌ی اخیر معانی برخی از اصطلاحات قدیمی تغییر کرده و همچنین اصطلاحات جدیدی هم در حوزه‌ی دانشگاه (با حوزه و دانشگاه اشتباه نشود که اشتباه بزرگی‌ست!) به وجود آمده؛ فرهنگ اصطلاحات دانشگاهی نوینی نوشته‌ام که امید است به درد دانشجویان و به ویژه دانشجویان تازه وارد بخورد. در زیر معانی واقعی و کاربردی برخی اصطلاحات دانشگاهی جدید را می‌خوانید:



دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.



دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.



دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.



دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است.



مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها باعث اضمحلال مشروطه شد.



تقلب: دانش دوپینگی



سهمیه: دوپینگ قانونی.



گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ کار دیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند.



جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی بخشی از آن است. دستگاه تفاله‌گیری «استاد» نامیده می‌شود.



استاد حل تمرین: دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ «استاد» چنان از خودبیخود می‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی چهل تا دختر و پسر می‌دهد.



خرخوان: نوعی خر که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت را دارد. نطفه‌ی این موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌ها استحاله می‌شوند.



تریا: محلی برای فرار از غذای سلف که در این حالت مصداق بارز از چاله به چاه افتادن است. اما صرفنظر از ارزش غذایی آن، از لحاظ فرهنگی اهمیت زیادی دارد. به خصوص برای پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جدیدترین فحش‌ها و اصطلاحات جنسی.



گرد: جسمی که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به یک فاصله است. چنین دخترهایی معمولا در حدود 165 سانتیمتر قد و به میزان سه چهارم پی آر 3 حجم دارند که ناشی از سال‌ها در خانه نشستن و دست به سیاه و سفید نزدن و تست زدن است. سه عاقبت دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزینه‌ی آخری و متعاقب آن استفاده از غذای سلف، دردآورترین آنهاست.



سلف (غذاخوری): فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود، توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل قرمه‌سبزی است.



گوریل: گونه‌ای از دانشجویان پسر با موهای ژولیده و لباس‌های بدفرم که از بوی سیر دهان و عرق لباس‌هایشان نمی توان کمتر از سه متر به آنها نزدیک شد. این جانوران معمولا پس از فارغ‌التحصیلی به‌جای اعزام به قلب جنگل‌های آمازون در پشت میزهای مدیریت و ریاست جای می‌گیرند.



شاسکول: دانشجویی (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.



پلشت: دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثر دخترهای ساکن در خوابگاه های دانشکده های علوم و مهندسی.



بتونه‌کاری: فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل از حرکت به سمت دانشگاه بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحمل شود. معمولا هم نمی‌شود.



جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.



دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوند لذت‌بخش بود و پس از آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.



کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا از قدیم با عارضه‌ی «زنگ‌زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!



بورسیه: همزمانی کار و تحصیل که ماحصل آن تلفیق درس‌نخوانی و اززیرکاردررویی است.



پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند. بعضی‌ها هم روی هم!



تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمرده.



پروپوزال: نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده می‌شود.



پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابها و پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت دست و ذهن انجام می‌گیرد.



دانشنامه (مدرک): درپوش کوزه.



جابجایی (دانشجویی): تفاوت علمی دانشگاه‌ها به زبان پول.



ارث پدری (طلب بابا): طلبی که بعضی از دانشجویان ارزشی از دیگران دارند و معمولا به صورت گزاره‌هایی همچون «چرا این لباس رو پوشیدی؟»، «چرا موهات دیده می‌شه؟»، «دیگه این موسیقی رو نشنوم ها»، «دیگه نبینم با هم کِروکِر می‌کنین»... بروز می‌کند.



خوابگاه متاهلی: جایی برای استراحت، مطالعه، تماشای تلویزیون، درس خواندن و باقی کارها. به خصوص باقی کارها.



کارتن‌خواب: دانشجوی بی‌خوابگاه که معمولا پس از سر و سامان گرفتن و هم اتاق شدن با چند دانشجوی شهرستانی، حسرت کارتن‌خوابی و دربدری را خواهد کشید.



جوات: دانشجویی که طبق آخرین مدهای 10 سال قبل لباس می پوشد و با آخرین مدهای 20 سال قبل زندگی می کند و مثل 30 سال قبل فکر می کند. جوات‌ها معمولا آینده مثبتی در مشاغل دولتی دارند.

 





افزایش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوییدن.



سیاسی‌کاری: اصطلاحی برای توصیف فعالیت‌های سیاسی دانشجویی وقتی که مطابق سلیقه‌ی «آنها» نیست. آنهایی که همیشه تاکید می‌کنند که دانشجو باید سیاسی باشد و در امور کشورش دخالت داشته باشد.



پاچه‌خواری: یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قیاس با سایر راه‌ها!



انتظامات: شحنه‌ی دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد کارآفرینی برای اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی و بعضا دبیرستانی مسئولان دانشگاه.



کفش پاشنه بلند (تق تقی): ابزار تولید آژیر ورود و یا نزدیک شدن دختر دانشجویی که دانشگاه را با مجلس عروسی اشتباه گرفته است.



سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از آکسفود بدون داشتن لیسانس.



کاردانی پیوسته: پیوند دانشگاه با دبیرستان به کف با کفایت دانشجویانی که در حد دوره راهنمایی معلومات دارند و رفتارشان مثل دبیرستانی‌هاست.



خر زدن: تنها نوع حیوان‌آزاری که انسان‌ها روی خودشان هم انجام می‌دهند. خر زدن در شب‌های امتحان به پیک خود می‌رسد.



بحر تعمق: حالتی که به دانشجویان پس در حال مطالعه‌ی دقیق روزنامه روشنفکری خبر ورزشی دست می‌دهد.



روح: عضوی از استاد که در جلسه‌ی امتحان و پس از دیدن برگه‌ی سوالاتی که ربط چندانی به درس‌ها ندارد، از آن به وفور یاد می شود. ادامه‌ی عملیان بر روی برگه دنبال می‌شود.



صلاحیت داشتن: با مسئول یکی از نهادهای مستقر در دانشگاه سلام و علیک داشتن.



پول: عامل بدبختی‌های بزرگی مثل ازدواج و تحصیل در دانشگاه آزاد.



هیز: دانشجو یا مامور انتظامات یا کارمند یا حتی استاد عزیزی که وظیفه‌ی زبانش را به چشمش محول کرده است!



اسکن استخوان: طرز نگاه کردن افراد فوق‌الذکر که معمولا از پاشنه‌ی کفش همکلاسی‌ها شروع شده و به نوک مقنعه‌ی آنها منتهی می‌شود.



افتادن: سقوط از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق می‌افتد.



تئوریسین: آدمی با تحصیلات نیم‌بند دانشگاهی و توانایی فوق‌العاده در آسمان به ریسمان بافتن‌های فلسفی و سیاسی که وظیفه‌ی آماده‌سازی دانشجویان برای «روز مبادا» را دارد. وجود تعدادی دانشجوی خودی و بچه مثبت که با دهان باز به حرف‌های استاد گوش بدهند و به خصوص دختران دانشجویی که از تمام صحبت‌های او نت‌برداری کنند - به ویژه در هنگام زوم کردن دوربین- لازم و ضروری است. تئوریسین‌ها معمولا ته‌لهجه‌ی مشهدی دارند.



ازدواج دانشجویی: اشتباه صنفی.



کتابخانه: جایی برای حرف زدن، رد و بدل کردن جزوات و فایل‌های بلوتوثی، اسم ام اس فرستادن و بعضا رونویس تکالیف و تمرین‌ها.



منشی گروه: همه کاره ی گروه. دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.



حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه.


.:: ::.


تست مرد شناسی
ن : پت و مت ت : جمعه هفتم اسفند 1388 ز : 12:26 | +
- هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟

1. هدف خاصی نبود
2. گل اضافی بود
3. نسخه آزمایشی بود
4. اصلا کار خدا نبود




2 - چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟

1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند
2. مگه ما روی زمین مرد هم داریم
3. وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد
4. حالا چه عجله ایه؟




3 - اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟

1. چیز خاصی نمی آفرید
2. پیراشکی
3. خروس دریایی
4.فضای خالی




4. اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟


1. مگه قراره اتفاقی بیافته
2. خار شتر کویر لوت که آفت نداره
3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد
4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر




5 - چه وقت مردها عاشق می شوند؟

1. چه وقت مردها عاشق نمی شوند!
2. هر وقت مامانشون بگه
3. چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند
4. یک روز از همین روزا !




6 - مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟

1. در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند
2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه. (قانون 4 نیوتن)
3. بستگی تام و تمام به میزان تست استرون دارد.
4. رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.




7 - مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟

1. فنر با ثابت بالا
2. پارچه استرژ
3. یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته
4. کش تیرو کمان




8 - مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟

1. هر شب
2. هر وقت که خدا بخواد
3. هر وقت تست استرون بگه
4. سیکل تایم خاصی ندارند




9 - مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟

1. اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!
2. تمام تلاششون رو می کنن که بتونن يه کاری بکنن!
3. به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!
4. می رن کلاس آمادگی جسمانی!!




10 - وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟

1. چیزی نمی گن چون وقت عمله
2. وقت نمی کنن چیزی بگن
3. اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه
4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن



11 - مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟

1. با دست
2. با تور
3. با چنگول
4. با زبون




12 - معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟

1. هر که پیش آمد خوش آمد
2. به روش جستوجوی ترتیبی در لیست سیاه
3. ده بیست سی چهل
4. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز يه مدل بهترش میاد وایمیستن بهترش بیاد
.:: ::.


 

Powered By blogfa.com Copyright © by sheitanat2008
This Template  By Theme-Designer.Com